1396/04/30 | عضویت | ورود | ارتباط با ما | در باره ما | بازار تئاتر      
 
   
 
 
  چاپ     پسندیده شده:(0 )   تعداد بازدید :(34 )
عروسک‌هایی برای بزرگسالان و دکوری در لوله پولیکا

آلبرت بیگ‌جانی از اجرای نمایش «چمدان و سگ ملوس» با تکنیک عروسکی ماروت می‌گوید

گفت‌و‌گو

مینا صفار

این روزها سالن سایه مجموعه تئاتر‌شهر، ساعت 19 میزبان نمایش «چمدان و سگ ملوس» اثر آلبرت بیگ‌جانی شده است. این نمایش با نگاهی به نمایشنامه «بازی یالتا» نوشته برایان فری‌یل اجرا می‌شود و البته جوهره اصلی «بازی یالتا» داستان کوتاه «بانو و سگ ملوس» نوشته آنتوان چخوف است. این نمایش، داستان زنی روس و مردی ایتالیایی را به‌صورت بی‌کلام روایت می‌کند که در کافه ایستگاه قطار پاریس با یکدیگر آشنا می‌شوند و به‌رغم تفاوت زبان و حوادث ناخوشایندی که اتفاق می‌افتد به همدیگر دل می‌بندند. «چمدان و سگ ملوس» که پیش از این در شانزدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی؛ تهران‌مبارک اجرا شده بود، پس از حدود یک‌سال، به اجرای عمومی رسیده است. به بهانه این اجرا با آلبرت بیگ‌جانی؛ نویسنده، طراح و کارگردان این نمایش گفت‌وگو کرده‌ایم.

 

«چمدان و سگ ملوس» در هفدهمین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی تهران‌مبارک اجرا شده بود و یکی از نمایش‌های منتخب این جشنواره بود و برای حضور در جشنواره‌های بسیار زیادی هم از این نمایش دعوت شده است. چه شد که در این زمان نامناسب و پس از حدود 10 ماه از جشنواره تهران‌مبارک این نمایش به سالن سایه آمد و به اجرای عمومی رسید؟

این زمان را برای اجرا در اختیار من قرار دادند و من هم آن را با آغوش باز پذیرفتم چون فکر نمی‌کردم مجموعه تئاتر‌شهر به من سالن بدهد. البته به مسئولان این مجموعه حق می‌دهم چون روزی که این نمایش را برای اجرا آماده کردم، می‌دانستم که نمایشم مخاطب چندانی نخواهد داشت چون چهره‌ای در این نمایش حضور ندارد و مخاطب نمایش من کودکان نیستند. نمایش‌های عروسکی که مخاطب بزرگ‌سال دارند، چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرند و البته این مسئله مختص ایران نیست و در کشورهای دیگر هم شرایط بر همین منوال است. نمایش‌های عروسکی‌ای که برای مخاطب بزرگسال ساخته می‌شوند، بیشتر در جشنواره‌ها مورد استقبال قرار می‌گیرند. تمام دکور نمایش، در یک لوله‌پلیکای یک متری جا می‌شود و حدود سه کیلوگرم وزن دارد. این نمایش با وجود این‌که دیالوگ ندارد، قابل فهم است. با این شیوه کار را بستم تا بتوانم امکان جابه‌جایی داشته باشم و در جشنواره‌های مختلفی شرکت کنم.

«چمدان و سگ ملوس» با نگاهی بر نمایشنامه «بازی یالتا» نوشته و اجرا شده است. چه شد که احساس کردید نمایشنامه فری‌یل برای عروسکی شدن مناسب است؟

این اجرا، داستان جالبی دارد. متنی که برای حضور در جشنواره تهران‌مبارک ارائه دادم، متنی به نام «دیر کبوتر» بود. اما وقتی به‌همراه لوون هفت‌وان نمایش «بازی یالتا» را اجرا کردیم، این متن و کاراکترهای نمایش به‌قدری به من نزدیک بود که نتوانستم از آن‌ها جدا شوم. نمی‌توانم بگویم چخوف یا فری‌یل مرا به این اجرا ترغیب کردند چون دو کاراکتر «بازی یالتا» مرا وسوسه کردند که «چمدان و سگ ملوس» را روی صحنه ببرم. سعی کردم کار عروسکی‌ام را براساس این دو کاراکتر در ایران آغاز کنم. نکته مهم دیگر این بود که این دو شخصیت را می‌توانستم با عروسک ماروت درست کنم و من می‌خواستم یک تئاتر ماروت اجرا کنم.

در این نمایش شاهد هستیم که داستان نمایش در مدت‌زمانی بسیار کوتاه و با ریتمی تند روایت می‌شود. این روزها کمتر شاهد نمایش‌هایی هستیم که در مدت 30 تا 40 دقیقه اجرا شوند؛ کمی درباره شیوه نگارش این نمایشنامه بگویید.

شاید این نوع کار، یکی از خصوصیات من است که نمی‌دانم مثبت است یا منفی و گاهی احساس می‌کنم اتفاق‌ها را زیادی سریع پیش می‌برم و نمایش خیلی زود تمام می‌شود! اما اعتقاد دارم ما نباید اجازه بدهیم که تماشاگر نمایش خسته شود. اگر تماشاگر در زمان تماشای نمایش خسته شد، حتما کار ما ایراد داشته است.

در ابتدای نمایش شخصیت پائولو با بازی محمدرضا مالکی، نوعی تعامل با مخاطب برقرار می‌کند و گلی را به یکی از مخاطبان می‌دهد اما در ادامه، این گل پس گرفته و به آنا اهدا می‌شود. البته به شیوه‌ای این ارتباط مدیریت می‌شود که مخاطب به نمایش ورود نکند. چگونه این بخش از نمایشنامه را مدیریت کردید؟

بخش اهدای گل در نمایشنامه فری‌یل وجود داشت تا رابطه‌ای میان تماشاگر و بازیگر اتفاق بیفتد. بخشی که پائولو گل را پس می‌گیرد، به کاراکتر پائولو مربوط می‌شود، این شخصیت را ایتالیایی انتخاب کردیم چون این نوع اتفاق‌ها میان ایتالیایی‌ها زیاد می‌افتد. این شخصیت، جنتلمن است اما از پدرسوختگی‌های افراد آن دوران هم دارد که تلاش کردیم این وجه از شخصیت او را نشان دهیم. برای من تعامل مخاطب و تماشاگر بسیار مهم بود. از سویی دیگر عروسک‌ها را به گونه‌ای طراحی کرده بودم که می‌توانست این رابطه را کاملا برقرار کند. در زمان طراحی عروسک این‌که تماشاگر وارد بازی شود را مدنظر قرار داده بودم. تلاش کردیم که هم تماشاگر را به صحنه وارد کنیم و هم فاصله او با شخصیت‌ها و جریان نمایش را کنترل کنیم.

همان‌طور که گفتید صحنه را بسیار مینیمال طراحی کردید و حتی بسیاری از بخش‌ها همچون کافه را با پارچه چاپ‌شده به مخاطب نشان می‌دادید. چقدر این وجه از طراحی به اجرای نمایش در جشنواره‌ها مربوط بود و چه میزان به بیشتر کردن خلاقیت تماشاگران علاقه‌مند بودید؟

دلیل اصلی من همان مینیمالیسم بود. حتی با بازیگرانم جدل و بحث داشتیم. آن‌ها می‌گفتند که حداقل دو میز روی صحنه داشته باشیم تا بتوانند روزنامه و... را روی آن بگذارند و من کاملا با این کار مخالف بودم چون می‌خواستم مینیمالیسم کار کاملا حفظ شود. حتی میان این‌که وسیله‌ای اضافه شود و زحمت ما برای درآوردن نمایش بیشتر شود، زحمت بیشتر را مدنظر قرار می‌دادم. تلاش کردم با یک پیشبند، ماسک، کلاه و... تغییر شخصیت‌ها را اعمال کنم. احساس می‌کنم از این مینیمال‌تر امکان نداشت. دکور هم تنها از دو پرده تشکیل می‌شد. در طراحی‌صحنه معتقدم هیچ عنصر بی‌خودی نباید روی صحنه حضور داشته باشد و همه‌چیز باید کاملا کاربردی باشد. موسیقی و دکور باید شخصیت‌پردازی شوند، آغاز و پایان داشته باشند و به درام وارد شوند.

به تکنیک ماروت اشاره کردید. در ایران نمایش‌های عروسکی بسیار اندکی با این سبک می‌بینیم. با وجود جذابیت‌هایی که این سبک دارد چرا کارگردانان تئاتر عروسکی ما چندان به این نوع کار تمایل نشان نمی‌دهند؟

ماروت تئاتر چندان جدیدی نیست اما در ایران بسیار کم کار می‌شود. شاید این نوع تئاتر جا نیفتاده است. شاید برای نزدیک شدن به این شیوه نمایشی، ریسک‌پذیری ندارند. البته نکته مهم این است که ماروت بازیگر نیاز دارد و یک عروسک‌گردان ساده نمی‌تواند با این عروسک روی صحنه بیاید. در تئاتر ماروت، نصف بدن عروسک، انسان است؛ پاها و یکی از دستان عروسک، لباسی هستند که به بدن عروسک‌گردان پوشانده شده است. پس یک بازیگر کامل نیاز داریم که باید یک عروسک‌گردان کاملی هم باشد.

در این نمایش شاهد بودیم که عروسک با عروسک‌گردان تعامل دارد و حتی با او مشورت می‌کند. همچنین صورت عروسک‌گردان پوشیده نیست و میمیک چهره بازیگر به‌نوعی حال‌وهوای عروسک را بیشتر و بهتر نشان می‌دهد.

این تعامل، اتفاق غریبی نیست و در این نوع تئاتر معمول است. در این شیوه برخی از کارگردان‌ها صورت بازیگر را می‌پوشانند اما من به‌خاطر بخش تعامل، ترجیح دادم صورت بازیگران پوشانده نشود. البته تمام تلاشم این بود که توجه مخاطب از عروسک پرت نشود و میمیک بازیگران به عروسک لطمه نزند چون درنهایت باید عروسک حرف خود را بزند. نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که ما به سالنی با عمق شش تا هفت متر نیاز داشتیم اما نتوانستیم این عمق را داشته باشیم و اکنون با عمق سالن پنج متر نمایش را اجرا می‌کنیم. اگر کمی دورتر بود، عروسک‌گردان‌ها کمتر دیده می‌شدند و کار قوی‌تر می‌شد. حتی در این سالن هم اگر مخاطب در ردیف‌های بالاتر بنشینند، عروسک‌گردان‌ها محو می‌شوند. این اتفاق باعث شده است که ارتباط بهتری برقرار و بازی‌شان بهتر دیده شود اما به‌هرحال به کلیت کار لطمه می‌زند.

سالن سایه گنجایش تعداد اندکی مخاطب را دارد. چه میزان به بازگشت هزینه‌ای که برای این نمایش صورت گرفته است، امیدوار هستید؟

امید آنچنانی به بازگشت سرمایه ندارم. البته چندان هزینه نکرده‌ام. طراحان عروسک من آنی عیسی‌قلیان و مینا اصلانی بودند. شاید باور نکنید ولی با هفتصد تا هشتصد هزارتومان عروسک‌های این نمایش را آماده کردم که شامل دستمزد خود عروسک‌سازان هم می‌شود!

 

زوم:

مسافرت دور دنیای سگ ملوس و چمدانش!

 

چه برنامه‌ای برای آینده «چمدان و سگ ملوس» دارید؟

از ابتدا می‌دانستم که این نمایش برای اجراهای جشنواره‌ای مناسب است و احساس می‌کنم در دوران اجرای عمومی مخاطبان خودمان را داشته‌ایم. برای اجرا در جشنواره‌ها برنامه‌ریزی کرده‌ام. دقیقا روزی که اجراهای ما به پایان می‌رسد؛ یعنی 31 تیرماه، به گرجستان می‌رویم و در جشنواره پوتی، این نمایش را اجرا می‌کنیم، 24 سپتامبر که با چهارم مهرماه مصادف است، به جشنواره سوباتیکای صربستان می‌رویم، سه روز بعد در جشنواره آکادمی کی‌اف اوکراین روی صحنه می‌رویم که در 10 روز این اتفاق می‌افتد. درحال رایزنی با وارنای بلغارستان هستیم. دعوت‌نامه‌ای هم از شارلوت مدیز دارم اما هزینه‌های این اجرا سنگین است و بعید می‌دانم به این جشنواره برویم. البته ما سه جشنواره را به دلیل همکاری نکردن سفارت‌ها از دست دادیم؛ برای حضور در جشنواره والسسیای ایتالیا که بسیار مطرح است و در هفت منطقه برگزار می‌شود، دریافت کردیم اما سفارت این کشور با ما همکاری نکرد و به ما نوبت ویزا نداد! ما برای ویزا گرفتن مشکلی نداشتیم اما برای ورود به سفارت و نوبت ویزا مشکل داشتیم. متاسفانه روسیه را هم به دلیل ناهماهنگی‌هایی که پیش آمد از دست دادیم. سه روز باید در جشنواره می‌بودیم اما به ما برای دو روز ویزا دادند درحالی‌که رفت و آمدمان به پترزبورگ بیش از این مدت زمان نیاز داشت!


 
   
منبع : روزنامه صبا
تاریخ : Jul 12 2017 12:00AM
ارسال شده توسط : مینا صفار
 
کلمات کلیدی :آلبرت بیگ‌جانی، چمدان و سگ ملوس، برایان فری‌یل، آنتوان چخوف، تئاتر شهر، سالن سایه
نظر کاربران    
ایمیل :
متن پیام :  
 
  تمامی حقوق این سایت متعلق به بازار تئاتر می باشد  
  ایده وطرح از Ali Sadeghikhah
اجرا و پشتیبانی توسط MRT  & DIAMOND