1396/09/22 | عضویت | ورود | ارتباط با ما | در باره ما | بازار تئاتر      
 
   
 
 
  چاپ     پسندیده شده:(0 )   تعداد بازدید :(48 )
🔴 هشداری دیگر نسبت به وضعیت تئاتر


🖌 مجید گیاه‌چی

بازدید برخی مدیران دولتی و به‌خصوص معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از مراحل تمرین و آماده‌سازی نمایش "الیور توئیست" می‌تواند یک نشانه‌ی جدی برای تشخیص سوگیری‌ها و تمایلات فعلی مسئولان هنری در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد.
در جایی‌که معاون محترم وزیر به دیدن حتی بسیاری از نمایش‌های شاخص روی صحنه نمی‌روند، بازدید از مراحل تمرین یک نمایش (که عملی پسندیده است و باید توسعه پیدا کند) را باید توام با پیام‌ها و اهدافی ارزیابی کرد.
پیش‌تر در مطلبی که لینک آن را در پایان همین مطلب آورده‌ام به شکل‌گیری یا پررنگ‌تر شدن یک سیاست در نسبت به نگاه به تئاتر در بدنه‌ی دولتی، با اجرای نمایش‌های "پیروزی در شیکاگو" و "دندون‌طلا" اشاره کردم. 
با توجه به پالس‌ها و سیگنال‌های ارسالی، به‌نظر می‌رسد در توجه به نمایش "الیور توئیست" چیزی بیش از دیگر اجراهای تئاتر دنبال می‌شود و قرار است از نوعی الگو برای آینده‌ی موردنظر سیاست‌گذاران فعلی دولتی رونمایی شود و حداقل بخشی از جریان تئاتر (در سالن‌های بزرگی چون تالار وحدت و تئاتر شهر، که در صورت توفیق می‌تواند به سالن‌های بزرگ دیگر شهر تهران هم گسترش پیدا کند) به چنین سمت و سویی سوق داده شود، حرکتی که البته مدت‌هاست شروع شده و اکنون به‌نظر قرار است وارد فاز تازه‌ای بشود. 
هر چند علی‌رغم بسیاری امیدواری‌ها و حمایت قاطبه‌ی هنرمندان تئاتر، برخی نشانه‌ها از جریان خصوصی‌سازی در تئاتر در حال حاضر به‌شدت نگران‌کننده و حتی وخیم است که به برخی از آن‌ها در ادامه اشاره می‌کنم، اما چون یک ارزیابی علمی و دقیق نمی‌تواند در یک دوره‌ی گذار انجام شود، نمی‌توان در این مورد با قاطعیت اظهار نظر کرد.
در خصوص رویکرد تازه نیز ضمن دعوت جامعه‌ی تئاتر برای نشان دادن حساسیت فراوان و به‌موقع و توجه دقیق و اظهارنظر در این مورد، عجالتاً و با احتیاط از ارزیابی درست یا غلط بودن آن‌، که سیاست جدید مدیران هنری دولتی به‌نظر می‌رسد، صرف‌نظر می‌کنم، هر چند امیدوارم دیگر صاحب‌نظران در این مورد سخن بگویند.
اگر بخواهیم کمی با عینک دوستان در معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که بخشی از آن هم (البته تنها بخشی) موجه به‌نظر می‌رسد، به موضوع تئاتر نگاه کنیم تمام موضوع در کمیت و تجارت تئاتر (که البته از دیدگاه آنان اقتصاد تئاتر طرح می‌شود ولی در حال حاضر نشانه‌ها بیش‌تر بر صحت تجاری بودن است تا اقتصادی بودنش) خلاصه می‌شود.
مدیران هنری دولتی تمایل دارند که بر گسترش کمی معادلات تئاتر صحه بگذارند و حتی آن را گسترش دهند، از تعداد سالن‌ها و نمایش‌های در حال اجرا گرفته تا تعداد تماشاگران و به‌خصوص میزان فروش بلیت.
هر چند در دلایل این تمایل شائبه‌هایی وجود دارد که از آن جمله می‌توان به شانه خالی کردن دولت از زیر بار توقعات جامعه‌ی هنری اشاره کرد (که نسبت بودجه‌ی حمایت از فعالیت‌های هنری و به‌خصوص تئاتر در مقایسه با دیگر ردیف بودجه‌ها خود بهترین موید آن است) اما نگاه به گسترش کمی می‌تواند فی‌نفسه منفی هم نباشد و در صورت دقت و نگاه کارشناسی حتی واجد ارزش‌های فراوان باشد.    
اگر بهای بلیت تئاتر با متوسط (۳۰ تا ۵۰ هزار تومان)، در نسبت با بلیت سینما (۱۰ تا ۲۰ هزار تومان) و بلیت کنسرت‌ها (۵۰ تا ۱۵۰ هزار تومان) چندان منطقی به‌نظر نمی‌رسد، اما حتی همین قیمت بلیت در تئاتر که یکی دو سالی است افزایش یافته، بافت و ساختار تماشاگران تئاتر را به‌کلی تغییر داده است و حتی در حال حاضر تماشای تئاتر برای برخی تماشاگران از یک موضوع فرهنگی به موضوعی فخرفروشانه و تبخترآمیز تبدیل شده. بنابراین قطعاً لازم است هر تغییر تازه‌ای در این مسیر با مطالعه و نظرخواهی صاحب‌نظران تئاتر، فرهنگ و هنر، جامعه‌شناسی، اقتصاد و ... انجام شود.
شاید نگاه دوستان در معاونت هنری به تفاوت محسوس قیمت بلیت تئاتر در دیگر کشورها و حتی کشورهای فقیر و در حال توسعه است، اما باید پیش از هر اقدامی تمام مداخل موثر در نگاه به موضوع و تفاوت‌های موجود در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جامعه مورد توجه و ارزیابی جدی و دقیق قرار داده شود.
لازم است اشاره کنم که نگرانی من از شکل‌گیری هیچ فرآیند تازه‌ای در تئاتر نیست اگر جریان اصلی و اصیل تئاتر پای آن قربانی و ذبح نشود و برای ادامه و تقویت آن هم برنامه‌ریزی و اندیشه بشود.
جامعه‌ی تئاتر (و خانه‌ی تئاتر) هم لازم است از نقش منفعلانه و نظاره‌گر بی‌تاثیر خود خارج شده و حداقل در اموری که مستقیماً به سرنوشت آن مرتبط است نقش و مسئولیتی درخور را بپذیرد.

با اشاره‌ به بخشی از معضلاتی که حرکت به‌سمت خصوصی شدن تئاتر به آن دامن زده این مطلب را به پایان می‌برم:
اصلی‌ترین مشکل اصالت و کیفیت نمایش‌هاست. یعنی هر چند تمام عوامل موثر به‌شکلی در هم پیچیده و وابسته به همند اما در جریان تازه‌ی تئاتر و وابستگی تئاتر به گیشه و رضایت مخاطبان، مهم‌ترین قربانی کیفیت نمایش‌هاست.
موفقیت گیشه‌ی بسیاری نمایش‌های نازل و فاقد کیفیت و عدم‌توفیق برخی نمایش‌های باکیفیت، خواه ناخواه آن عده که (هنوز مانند برخی کارگردانان در عدم‌تشخیص و تطبیق خود با شرایط تازه، کار و فعالیت نمی‌‌کنند و) به کار خود ادامه داده‌اند را ناگزیر به الگوبرداری از نمایش‌های موفق کرده است.
الگوی متداول این نمایش‌ها به‌کارگیری چهره‌های مشهور و به‌خصوص بازیگران مرد (چون اکثریت تماشاگران جدید تئاتر را دختران و زنان تشکیل می‌دهند) است.
یعنی اولویت‌هایی چون انتخاب متن مناسب یا ایده‌های اجرایی ناب و شگفت‌انگیز جای خود را تنها به انتخاب یک، دو یا سه بازیگر مشهور داده است.
در مشروعیت یافتن شهرت از نگاه مقامات باید بگویم که به‌نظر می‌رسد با توجه به پذیرش بی‌اعتباری الگوهای اجتماعی پیشین که علی‌رغم تمام تلاش‌های انجام‌شده و گاه در حال انجام اتفاق افتاده، شکل‌دهی و حتی گسترش شهرت و ایجاد الگوهای اجتماعی از میان هنرپیشگان و فوتبالیست‌ها موردتوافق قرار گرفته تا بتوانند در بزنگاه‌های موردنیاز، خلای ایجادشده از فروپاشی الگوهای پیشین را پر کنند. 
یعنی در واقع و در نگاه کلان حتی خود این چهره‌ها هم قربانی‌اند و در نگاه قدرت‌مداران سیاسی و تجاری و ... فی‌نفسه ارزش و اعتباری ندارند، مگر زمانی‌که نقش‌های موردنیاز بازی و نمایش بزرگ‌تری را ایفا کنند.
حضور این چهره‌ها، هم به‌خاطر قدرت و امکانات و توانایی‌های بازیگری و هم به‌خاطر فرصت‌های در اختیار کم‌تر از یک سو و جلوگیری از (یا عدم امکان تامین) هزینه‌های پیش‌تولید و انجام تمرینات (پرداخت دستمزد و دیگر هزینه‌های جانبی) از سوی دیگر، موجب شده تمرینات به حداقل برسد و مدت تمرین نمایش که به‌طور متوسط سه ماه بود و در سال‌های اخیر به دو ماه کاهش پیدا کرده بود، هم‌اکنون به ده تا پانزده روز برسد.
خود مدت کم تمرینات در کنار شرایط حضور چهره‌های مشهور علاوه بر تاثیر بر کیفیت اجرا، باعث می‌شود کارگردانان از انتخاب متن‌های پیچیده و تفکربرانگیز که اجرای آن‌ها مستلزم اختصاص زمان کافی است صرف‌نظر نموده به متون ساده و پیش‌پا افتاده که ترکیبی از اشاره‌ی مستقیم یا غیر مستقیم به مسائل غیربنیادین و پیش‌پاافتاده‌ی سیاسی، اجتماعی یا تاریخی است رو بیاورند و با حرکت در (یا گذر از) مرزهای متعارف و پذیرفته‌شده‌ی فضاهای رسمی سیاسی، اجتماعی، اخلاقی (و گاه در مواردی حتی سکسی)، تماشاگرانی که از قضا خیلی هم تمایلی به درگیر و مواجه شدن با پرسش‌های بنیادین و تفکربرانگیز را ندارند، و تئاتر برایشان تنها جنبه‌ی سرگرمی و خوش یا وقت‌گذرانی دارد، را با خود همراه کنند.  
این موضوع از آن نظر تجاری و نه اقتصادی است که شرایط مالی و اقتصادی اهالی تئاتر نه تنها تغییری نکرده بلکه سخت‌تر و دشوارتر و پرریسک‌تر شده است و علی‌رغم افزایش گردش مالی تئاتر، برخورداری از فواید و مزایای آن تنها نصیب معدودی چهره‌های شناخته‌شده و در مراتب بعدی مالکان سالن‌ها و گاه تهیه‌کنندگان می‌شود و در وضعیت کارگردانان و بازیگران و دیگر عوامل درگیر و اصلی در تئاتر تغییر قابل‌ملاحظه‌ای روی نداده است. بگذریم از آن‌که ریسک کارگردانی تئاتر را به‌شدت بالا برده، یعنی مسئولیت عدم‌موفقیت و ضررهای ناشی از آن، تنها متوجه کارگردانان است در حالی‌که سود حاصل از موفقیت اثر بدون درگیر بودن با کم‌ترین میزان ریسک، نصیب معدودی از هنرپیشگان و برخی از مالکان سالن‌ها می‌شود.

 
   
منبع : بازار تئاتر
تاریخ : (4,آذر,1396)
ارسال شده توسط : علی صادقی خواه
 
کلمات کلیدی :
نظر کاربران    
ایمیل :
متن پیام :  
 
  تمامی حقوق این سایت متعلق به بازار تئاتر می باشد  
  ایده وطرح از Ali Sadeghikhah
اجرا و پشتیبانی توسط MRT  & DIAMOND