1397/08/28 | عضویت | ورود | ارتباط با ما | در باره ما | بازار تئاتر      
 
   
 
 
  چاپ     پسندیده شده:(0 )   تعداد بازدید :(269 )
🔴 نگاهی به فعالیت‌های بین‌المللی تئاتر در ایران


 
🖌 مجید گیاه‌چی
 
▪️پیش از آن‌که به مطلب اصلی بپردازم، لازم است به مقدمه‌ای اشاره کنم که نه تنها بی‌ارتباط به مبحث اصلی نیست، بلکه تأثیری مستقیم بر آن و تمام دیگر مسائل مبتلابه‌ی تئاتر ایران دارد: 
موضوع و پرسش نگاه و باور زمام‌داران و سیاست‌گذران به هنر و تئاتر و جایگاه این دو مفهوم در نزد آنان است.   
برای آن‌که بتوانیم به یک ارزیابی نسبی از این نگاه و باور دست پیدا کنیم می‌توان به چند شاخص توجه کرد. 
▪️شاید یکی از ساده‌ترین مسیرها ارزیابی این جایگاه از طریق بررسی بودجه و اعتبارات و زیرساخت‌ها باشد.  
▪️در بودجه‌ی سالیانه‌ی دولت و در نسبت با دیگر موضوعات، بودجه‌ای اندک به هنر و تئاتر اختصاص یافته که همان هم محقق نمی‌شود و عموماً تنها بخشی از این بودجه‌ی بسیار اندک تأمین شده، اختصاص می‌یابد. مسلماً امروزه امکان سنجش نسبت بودجه‌ی کل و ردیف‌های بودجه در کشور و در جهان وجود دارد، همچنان‌که امکان سنجش نسبت امکانات و زیرساخت‌ها نسبت به جمعیت وجود دارد. ما در طول دهه‌های گذشته در حوزه‌ی هنر و تئاتر، شاهد ایجاد زیرساخت‌های متناسبی نبوده‌ایم.  
هم‌چنین اگر نمودار رشد بودجه‌ها را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید رشد بودجه‌ی تئاتر هم در نسبت با دیگر موضوعات از وضعیت متناسبی برخوردار نیست، به‌شکلی که نه تنها رشد متناسب و متعارفی نداشته، که در کمال حیرت گاه با کاهش هم روبه‌رو بوده مثلاً بودجه‌ی 17 میلیاردی تئاتر در سال 1390، در سال 1393 به 10 میلیارد تومان کاهش یافته است. 
▪️یکی از اصلی‌ترین حامیان فعالیت‌های هنری و تئاتری در تمام دنیا که گاه و عمدتاً در کلان‌شهرها نقشی پررنگ‌تر از دولت‌های مرکزی دارند، دولت‌های محلی و شهرداری‌ها هستند، در حالی‌که نقش شهرداری‌های ایران در حمایت از هنر و تئاتر کاملاً نامشخص است و اگر در بودجه‌های دولت امکانی برای ارزیابی و قیاس و ردیفی برای بودجه‌ی تئاتر وجود دارد در شهرداری‌ها اساساً چنین ردیفی وجود نداشته و اساساً چنین وظیفه‌ای برای خودبه‌رسمیت نشناخته‌اند. 
▪️تلویزیون در مقام ‌رسانه‌ی ملی هم امکانی برای سنجش فراهم می‌آورد. در گذشته تولید تئاترهای تلویزیونی یکی از برنامه‌های روتین تلویزیون بود، در حالی‌که در سال‌های اخیر نه تنها تولیدی در این بخش انجام نمی‌شود که تولید تئاتر تلویزیونی ممنوع شده است. بگذریم از این‌که از اجرای صدها تئاتر در تهران و شهرستان‌ها نه پیش از این و نه هم‌اکنون هیچ اثری نیست. حال آن‌‌که تبدیل تئاترهای صحنه‌ای به برنامه‌های تلویزیونی می‌تواند یکی از اقدامات مؤثر در حمایت از تئاتر باشد.  
از حیث تولید برنامه‌های مرتبط به تئاتر هم که موضوع واضح و گویاست، از صدها ساعت تولید و پخش برنامه‌ در ده‌ها شبکه‌ی تلویزیونی در طول هر هفته، تنها یک ساعت به تئاتر اختصاص دارد که نشانه‌ی دیگری برای فهم نگاه و دیدگاه زمام‌داران و سیاست‌گذاران کشور به تئاتر است. 
و مثال‌های فراوان دیگری هم وجود دارد ... 
▪️اما یک مقیاس دیگر برای ارزیابی اهمیت و ضرورت هنر و تئاتر در دیدگاه زمام‌داران و سیاست‌گذاران، ارتباط و انس آن‌ها با هنر و تئاتر و هنرمندان است. آیا روسای قوا، وزرا، استانداران و فرمانداران و شهرداران، نمایندگان مجلس و شوراها، مدیران ارشد و کل و ... هرگز مخاطب هنر و تئاتر بوده‌اند و این احساس و نیاز را در خود احساس کرده‌اند که موسیقی بشنوند، به دیدن یک نمایشگاه و گالری بروند یا فیلم و به‌خصوص تئاتر ببینند. تقریباً قریب به اتفاق آنان جز موارد استثنا و معدود که آن هم اغلب به‌دلایل دیگری، غیر از احساس نیاز و از سر انتخاب بوده، هرگز در طول زندگی یک بار هم در سالن تئاتر حضور نیافته‌اند. این محدود به مدیران ارشد کشور نیست بلکه در کمال حیرت گاه حوزه‌های تخصصی فرهنگی و هنری را هم در برمی‌گیرد از وزارت‌خانه‌های فرهنگی گرفته تا سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی و هنری و متولیان مستقیم امور هنری و از جمله تلویزیون. چند درصد از مدیران ارشد سازمان‌های فرهنگی و هنری و از جمله تلویزیون سابقه‌ی حتی یک بار حضور در سالن تئاتر را دارند و با هنرمندان و موضوعات این جامعه آشنا هستند؟ هنرمندان عموماً با افرادی طرف بوده‌اند که هیچ ذهنیت و شناختی از موضوع و هیچ احساس و نیاز و باوری به موضوعی که متولی رشد و توسعه‌ و یا رسیدگی به آن بوده‌اند، نداشته‌اند. 
▪️این موضوع یکی از ریشه‌های کلاف سر در گم و هزار بازیگر مؤثر بر هنر و تئاتر است، البته به‌دلایلی که شرح خواهم داد وضعیت تئاتر حتی بیش از دیگر هنرها که در مهجوریت و محدودیت بوده‌اند، پیچیده و اسفناک است.

این موضوع موجب شده علاوه بر آن‌که در دوره‌های بسیاری مدیرانی نالایق و نا آشنا به کار گمارده شدند، مدیرانی که به‌سیاق تاریخی موجود در کشور ما خود را بی‌نیاز از هر نوع مطالعه و مشورت و پاسخ‌گویی دانسته و حتی مانع طرح پرسش‌ها شده و یا در صورت مواجهه با هر پرسشی آن‌را نادیده گرفته‌اند، در جاهایی که به‌شکلی استثنایی و بعید، مدیرانی لایق و آشنا به موضوع منصوب شده‌اند هم نتوانند کاری از پیش ببرند و بدتر و غم‌انگیزتر از آن در هنگام پاسخ‌گویی گاه به‌جا و در مواردی بی‌جا پشت این سپر مخفی شده‌اند.  
از سوی دیگر این نگاه و تمامی اجحافات متأثر از آن موجب از هم‌گسیختگی و اضمحلال مناسبات مابین هنرمندان تئاتر شده است. هنرمندانی که به‌دلیل محدودیت‌های ناگزیر برای فعالیت، امکانی برای وحدت و پشتیبانی از یکدیگر نیافتند و لاجرم یا این عرصه را ترک کردند و یا در بسیاری موارد چاره‌ای جز این‌که در برابر دیگر هنرمندان قرار بگیرند، نیافتند. 
شاید یکی از ده‌ها دلیل چنین موقعیتی اقدامی به‌نظر ساده باشد که پس از پیروزی انقلاب اتفاق افتاد و آن هم حذف نام "هنر" از انتهای وزارت "فرهنگ و هنر" بود. فرهنگ گستردگی و شمول همه‌جانبه‌ای دارد و اگر به‌قطعیت نگوئیم تحقیقاً، تقریباً هیچ موضوعی نیست که در زیرمجموعه‌ی فرهنگ قرار نگیرد. این شمول و آن حذف، بهانه و دلیل کافی در اختیار زمام‌داران و سیاست‌گذاران قرار داد تا به‌کلی نسبت به هنر بی‌توجهی و اجحاف کنند. 
▪️آن‌چه تاکنون اظهار نمودم کمابیش نه تنها مرتبط به تئاتر که مربوط به موضوع هنر بود، اما همان‌گونه که اشاره کردم وضعیت تئاتر پیچیده‌تر و به‌مراتب غامض‌تر بود.  
اگر نسبت به گسترش و توسعه‌ی هنر تردید و بی‌اعتمادی وجود داشت، این ویژگی و خصیصه‌ی تئاتر که به‌عنوان هنری زنده، در لحظه تولید می‌شود و با مخاطب ارتباطی مستقیم و زنده برقرار می‌کند موجب شد که تردید نسبت به هنرها، در مورد تئاتر به یک قطعیت و بی‌اعتمادی کامل منجر شود. تا جایی که به‌تدریج تمامی پشتوانه‌ها و گذشته‌ی تئاتر اعم از هنرمندان و مدیران و استادان و تمامی دیگر تأثیرگذاران و دست‌اندرکاران تئاتر حذف شدند و گروهی تازه را به این میدان‌گاه کهن و باستانی وارد نمودند، موضوعی که بیش از دیگر عرصه‌ها به مشکلات تئاتر دامن زد. 
▪️اما مشکل زمام‌داران و سیاست‌گذاران با تئاتر چه بوده و هست؟ عموماً آنان تئاتر را با توجه به اجرای زنده و غیرقابل‌کنترل (البته مشابه‌ی آن‌چه آنان می‌پسندند) خطرناک و غیرقابل‌اعتماد دیده‌اند و از بابت آن احساس خطر کرده، اجرای تئاتر‌های جدی را با مصالح جامعه و حفظ امنیت آن در تقابل یافته‌اند، در حالی‌که تئاتر نه تنها بحران‌ساز نیست که از قدیمی‌ترین و مؤثرترین راه‌های کمک به مصالح جامعه و حفظ و برقراری امنیت پایدار است. از جمله کارکردهای تئاتر امکان کارگاهی، کوچک، کم‌هزینه و محدود آن برای طرح مسایل و مشکلات انسانی و اجتماعی است. تئاتر چون دین، البته با تفاوت‌هایی در نحوه‌ی عمل، سرمایه‌ی معنوی می‌آفریند و به تعالی انسان و جامعه می‌اندیشد. هنرمند تئاتر خالق مشکلات و نارسایی‌ها نیست، اما بازتاب‌دهنده‌ی آن‌هاست و پیشتازانه تلاش دارد هر موضوعی را پیش از آن‌که به بحرانی عمیق و پرهزینه برای جامعه بدل شود با طرح پرسش‌هایی مناسب، انعکاس دهد. بنابراین حرکت هنر و تئاتر نه تنها در تقابل با امنیت و تعالی انسان و جامعه نیست بلکه در نظرگاهی مطلقاً در تقابل با آن‌چه زمام‌داران می‌اندیشند، در جهت آن است. تئاتر نقشی پیش‌گیرانه ایفا می‌کند. اگر با سخن و موضوعات و پرسش‌های جامعه و انسان‌ها در سالن‌های کوچک تئاتر مواجه نشده، مانع ابراز آن شوید، آن سخن و نظر حذف و فراموش نمی‌شود بلکه به‌نحوی رادیکال و این‌جا گاه غیرقابل ‌کنترل، بروز و ظهور می‌یابد و آن‌جاست که باید هزینه‌هایی به‌مراتب بیش‌تر پرداخت که در قریب به اتفاق موارد امنیت و اقتصاد جامعه را متأثر کرده، به آن لطمه می‌زند.  
اگر هم‌اکنون بسیاری از زمام‌داران به برخی اشتباهات در گذشته اشاره و اذعان نموده‌اند، برخورد با تئاتر و عدم‌استفاده از امکانات و توانایی‌های خارق‌العاده‌ی آن، بی‌شک یکی از این خطاهای گذشته است.  
◾️و اما در حوزه‌ی مسائل مرتبط به فعالیت‌های بین‌المللی تئاتر در ایران همان تردیدی که نسبت به هنر و تئاتر وجود داشته و دارد در حوزه‌ی تمامی فعالیت‌های بین‌المللی و از جمله فعالیت‌های تئاتری و حتی بیش از آن، وجود داشته و دارد. فعالیت بین‌المللی تئاتر در ایران پس از سال‌ها سکوت و ممنوعیت، محدود به اجرای چند گروه‌ خارجی در دوره‌ی چند روزه‌ی برگزاری جشنواره‌ی تئاتر فجر است که در باب آن سخن بسیار است که در ادامه به آن خواهم پرداخت، اما پیش از آن مایلم به چند مسئله اشاره کنم:

◾️آیا کشوری را می‌شناسید که در سازمان ملل متحد فاقد کرسی باشد؟ تنظیم روابط بین‌المللی و استفاده از ارتباطات و ظرفیت‌های جهانی، هم‌چنین دفاع از حقوق هر کشور از طریق سازمان ملل متحد انجام می‌شود. انستیتوی جهانی تئاتر (ITI)، تشکیلاتی مشابه‌ی سازمان ملل در حوزه‌ی مسائل مرتبط به تئاتر پایان جنگ جهانی و از سال 1948 فعالیتش را آغاز نموده، کیست؟ چرا نماینده‌ی تعیین‌شده، از سوی تشکیلات دولتی تئاتر به‌رسمیت شناخته و موفق به حضور در این تشکیلات نشده است؟ "مرکز ملی تئاتر ایران" که اساس‌نامه‌ای هم با حضور منصور خلج، رضا خاكي، مسعود دلخواه، حميد مظفري، محمد يعقوبي، فرشيد ابراهيميان و مريم معترف در سال 1384 تدوين و منتشر کرد، چه شد؟ چه موانعی وجود داشت و چه راه‌کار جایگزینی برای تعیین نماینده ارائه شد؟ ما حتی از امکان پایه‌ای ارتباط بین‌المللی برخوردار نیستیم و امکان بهره‌برداری مناسب از بسیاری از امکاناتی که این موسسه‌ی بین‌المللی فراهم کرده را نداریم.   
◾️آیا تشکیلات دولتی یا صنفی تئاتر دارای روابط بین‌المللی دائمی و فعال است؟ در این صورت خروجی و نتایج چنین فعالیتی چه بوده؟ 
◾️آیا در حوزه‌ی روابط بین‌المللی و به‌عنوان یکی از بهره‌برداری‌ها نمی‌شد و نمی‌شود به معرفی الگوها و دست‌آوردهای فعالیت تئاتری از جمله در بخش‌های دولتی، صنفی، خصوصی و ... و همین بین‌المللی پرداخت و با در اختیارگذاری این الگوها، هم امکان بهره‌برداری دیگر صاحبان ‌فکر و اندیشه را فراهم نمود و هم تلاشی مستقل را برای دست‌یابی به الگویی بومی و متناسب برای تئاتر ایران سامان داد.‌ 
◾️چه تعداد جلسات و نشست‌ها و سمینارها و کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی و نمایشگاه‌ها و اجراهای گروه‌های خارجی در ایران یا گروه‌های ایرانی در خارج، ماحصل فعالیت بین‌المللی تئاتر بوده؟ چه نشریات و کتاب‌ها و افراد و گروه‌های جهانی به تئاتر ایران و ایرانی به تئاتر جهان معرفی شده‌اند و ارتباط متقابل و پایداری با تئاتر ایران برقرار نموده‌اند؟ 
◾️اصولاً آیا اهداف و برنامه‌ریزی و گزارش مشخصی برای این نوع فعالیت‌ها وجود دارد یا چون بسیاری امور دیگر کشور همه چیز بدون هدف و برنامه و نیاز به پاسخ و به‌شکلی خود به‌ خودی و مقطعی و غیرمستمر پیش می‌رود؟ 
◾️با توجه به ارتباط تنگاتنگ روابط بین‌المللی با جامعه‌ی دانشگاهی تئاتر، چه میزان از این رابطه تحقق پیدا کرده و از پتانسیل‌های این ارتباط بهره‌برداری شده است؟ 
◾️در همان حوزه‌ی محدود فعالیت بین‌المللی که به اجرای چند گروه خارجی در جشنواره‌ی تئاتر محدود می‌شود، چه تعداد گروه شاخص تئاتری به ایران دعوت شده‌اند؟ آیا نام و نشانی از این گروه‌ها قبل و بعد از حضور در ایران در تئاتر جهان قابل‌ردیابی است؟  
آیا حداقل امکانی برای معرفی مناسب همین گروه‌ها و انتشار یک کاتالوگ مناسب از فعالیت و نقش آن‌ها در تئاتر امروز جهان وجود نداشته، آن هم در کشوری که علی‌رغم مشکلات دسترسی به اطلاعات، کاتالوگ‌هایی که چهل تا پنجاه سال پیش از حضور گروه‌های بین‌المللی تئاتر در ایران منتشر شده هم‌چنان قابل‌اعتنا و استناد است؟  
در شرایط بحران اقتصادی و محدودیت منابع تئاتر و پرهزینه بودن دعوت از گروه‌های خارجی چه توجیهی برای هزینه کردن همان پول و بودجه‌ و اعتبار اندک جامعه‌ی تئاتر برای دعوت از گروه‌های خارجی فاقد کیفیت و اعتبار که جز مواردی استثنایی به‌جای اعتباربخشی به جشنواره و تئاتر ایران، حضور در جشنواره را به موقعیتی توریستی برای کسب اعتبار تبدیل کرده‌اند، وجود دارد؟  
چند در صد گروه‌های خارجی که نمایش‌هایی در ایران اجرا کرده‌اند واجد سطح کیفی بیش از گروه‌های ایرانی بوده‌اند و ماحصل حضورشان در ایران برای جامعه‌ی تئاتر چه بوده؟ (فارغ از ماحصل آن برای مدیران موسمی تئاتر ایران که با اعلام ارقام حضور فلان تعداد گروه از بهمان تعداد کشور با پول و اعتبار جامعه‌ی تئاتر و خیانت به این جامعه، پُز داده‌اند). 
آیا در حوزه‌ی فعالیت‌های بین‌المللی تلاش شده تا از تعاملات و امکانات متقابل و مرسوم در جهان بهره ببریم، یعنی در ازای ایجاد امکان اجرای برخی گروه‌های خارجی در ایران، امکانی برای حضور متقابل گروهی ایرانی در آن کشور را فراهم نموده‌ایم؟      
و بالاخره آیا مناسب‌تر نبود به‌جای اجرای بی‌کیفیت و بی‌نتیجه‌ی ده‌ها گروه خارجی که تنها حسن آن سواستفاده‌ی آماری و ایجاد رضایت چند تن مدیر بالادستی است، با ایجاد امکان اجراهای طولانی‌تر و فرصت برقراری ارتباط مناسب‌تر جامعه‌ی تئاتر با تعدادی معدود گروه دارای اعتبار خارجی، رضایت جامعه‌ی تئاتر را جلب نموده و امکان بهره‌برداری و تأثیرپذیری مناسب تئاتر ایران را فراهم نمود؟
توضیح:قسمتی از این متن در روزنامه شرق چاپ شده است.

 
   
منبع : بازارتئاتر
تاریخ : Mar 8 2018 12:00AM
ارسال شده توسط : علی صادقی خواه
 
کلمات کلیدی :
نظر کاربران    
ایمیل :
متن پیام :  
 
  تمامی حقوق این سایت متعلق به بازار تئاتر می باشد  
  ایده وطرح از Ali Sadeghikhah
اجرا و پشتیبانی توسط MRT  & DIAMOND